ØØ³ بدی دارم! خوب Ú©Ù‡ Ù�کر Ù…ÛŒ کنم هیچ دلیلی ندارد Ú©Ù‡ ØØ³ بدی داشته باشم ولی خوب دارم دیگه. کاریش هم نمی تونم بکنم. از بچگی وقتی تو مدرسه نمره های Ú©Ù… Ù…ÛŒ گرÙ�تم تو خونه خیلی Ù…ØØªØ±Ù…انه بدون اینکه دعوایی چیزی راه بندازن بهم یاد آوری Ù…ÛŒ گردند Ú©Ù‡: "پسر خالت رو نگاه کن، ببین Ú†Ù‡ نمره هایی Ù…ÛŒ آره. تازه نصÙ� امکاناتی رو هم Ú©Ù‡ تو داری نداره" کار من Ù�قط این بود Ú©Ù‡ این Ùˆ اون را نگاه کنم Ùˆ ببینم Ú©Ù‡ با وجود این Ú©Ù‡ امکاناتشون خیلی از امکانات من کمتر است، ولی Ú†Ù‡ کارهایی Ú©Ù‡ انجام نمیدن. تو کتاب Ù�ارسی یک شعری بود Ú©Ù‡ الان یادم نیست Ú†ÛŒ بود ولی معنیش این Ù…ÛŒ شد Ú©Ù‡ قیاس کردن کار آدمهای نادان است. کارم به اینجا رسیده بود Ú©Ù‡ این بیت رو ØÙ�ظ کرده بودم Ùˆ منتظر بودم Ú©Ù‡ با یکی مقاسه ام کنند تا من هم شعر رو بخونم Ùˆ ØØ³Ø§Ø¨ÛŒ دق دلیم رو در آرم. خدا این نگاه کردن را از پدر مادر های ما نگیره، اگر نبود چطوری Ù…ÛŒ خواستند بچه هاشون را بزرگ کنند.
راستش رو بخواهید من Ú©Ù‡ تو زندگیم مدام در ØØ§Ù„ نگاه کردن این Ùˆ آن بودم. (Ùˆ نا Ú¯Ù�ته نماند Ú©Ù‡ هنوز هم هستم. Ù�قط سوژه ها عوض شده Ùˆ کسایی Ú©Ù‡ Ù…ÛŒ Ú¯Ù† نگاه Ú©Ù†) چند سالی Ú©Ù‡ گذشت Ùˆ Ù�همیدم تو Ú†Ù‡ خرابه Ùˆ جاکش آبادی زندگی Ù…ÛŒ کنم، هوس ØªØØµÛŒÙ„ در خارج از کشور به سرم زد. البته ØªØØµÛŒÙ„ یک بهانه بود برای اینکه بتونم Ù�لنگ رو ببندم. تو همین Ù�کر ها بودم Ùˆ با شوق Ùˆ ذوق از معایب کشورم Ùˆ Ù…ØØ§Ø³Ù† ØªØØµÛŒÙ„ در جایی مثل آمریکا ØµØØ¨Øª Ù…ÛŒ کردم Ú©Ù‡ یکهو متوچه شدم بازم باید نگاه کنم. تا ته داستان را خواندم. البته Ù�کر نکنین Ú©Ù‡ اینبار هم باید به پسر خالم نگاه Ù…ÛŒ کردم. نه. این بار باید به جوان های کشور های بدبخت تر از خودمون نگاه Ù…ÛŒ کردم Ùˆ متوجه Ù…ÛŒ شدم Ú©Ù‡ دارم توی بهشت زندگی Ù…ÛŒ کنم. باید به بچه های اÙ�غانی نگاه Ù…ÛŒ کردم Ú©Ù‡ با Ú†Ù‡ بدبختی ای باید بلن شن بیان ایران خدمون Ùˆ .... البته اون موقع امکانات Ú©Ù… بود Ùˆ مثل ØØ§Ù„ا نبود Ú©Ù‡ Ù�لسطین Ùˆ این همه جاهای خوب خوب برای نگاه کردن داشته باشیم. ولی خوب همونا هم کارشون رو راه Ù…ÛŒ انداخت.
وقتی هم Ú©Ù‡ شروع به کار کردن کردم، هر از گاهی Ú©Ù‡ از شرایط بد خودم Ùˆ نبودن امکان پیشرÙ�ت Ùˆ اینها ØµØØ¨Øª Ù…ÛŒ کردم باز باید جوان های هم سن Ùˆ سال خودم در Ù�امیل رو نگاه Ù…ÛŒ کردم Ùˆ متوجه Ù…ÛŒ شدم Ú©Ù‡ وضع من از همه اونها بهتر است Ùˆ اگر هم متوجه نمی شدم. متوجهم Ù…ÛŒ کردن! البته من از اونجایی Ú©Ù‡ خیلی خنگم- Ùˆ شما ØØªÙ…ا خودتون تا الان از اون قاب خالی بالای صÙ�ØÙ‡ Ú©Ù‡ هنوز نتونستم عکسش رو بیارم Ù¾ÛŒ به این موضوع برده اید – هنوز یاد نگرÙ�تم Ú©ÛŒ باید به ناموÙ�Ù‚ ها نگاه کنم Ùˆ بÙ�همم Ú©Ù‡ من چقدر در مقایسه با اونها موÙ�قم Ùˆ Ú©ÛŒ باید به موÙ�Ù‚ ها نگاه کنم Ùˆ یاد بگیرم Ú©Ù‡ من هم باید مثل اونها موÙ�Ù‚ باشم. تازه من امکاناتم هم Ú©Ù‡ بیشتره. این رو یادتون نره Ú©Ù‡ خیلی مهم است.
داشت یادم Ù…ÛŒ رÙ�ت Ú©Ù‡ از ØØ³ بدم Ú¯Ù�تم. آره، اشکال کار این شده Ú©Ù‡ الان خودم اتوماتیک شدم. دیگه نیازی ندارم Ú©Ù‡ کسی بهم بگه باید نگاه کنم. خودم زود نگاه Ù…ÛŒ کنم. مثلا تا Ù�کر Ù…ÛŒ کنم یکم تلاشم رو زیاد کنم Ùˆ پول بیشتری در بیارم تا زندگی بهتری داشته باشم، Ù�وری یادم Ù…ÛŒ اÙ�تد باید به اولین گدایی Ú©Ù‡ سر چارراه دیدم خوب نگاه کنم تا بÙ�همم Ú†Ù‡ زندگی خوبی دارم. تازه رادیو Ùˆ تلویزیون هم همش همین رو Ù…ÛŒ Ú¯Ù‡ Ùˆ Ø·Ù�Ù„ÛŒ پدر مادرم اشتباه نمی کردن. از ØµØ¨Ø ØªØ§ شب اخبار بدبخت ترین کشور های دنیا Ùˆ گداترین مردم های دنیا را پخش Ù…ÛŒ کنن Ùˆ یاد آوری Ù…ÛŒ کنن Ú©Ù‡ ما چقدر خوشبخت Ùˆ پولدار هسیتم Ùˆ ازمون Ù…ÛŒ خوان Ú©Ù‡ در جشن های نیکوکاری شرکت کنیم Ùˆ شادی هامون را یا دیگران قسمت کنیم. چند وقت پیش ها هم Ú©Ù‡ خونه ÛŒ یکی از Ù�امیل هامون رÙ�ته بودم دیدم Ú©Ù‡ تلویزیون جام Ú†Ù… ایران هم Ú©Ù‡ در برنامه هاش همش کسایی Ú©Ù‡ رÙ�تن خارج از کشور زنگ Ù…ÛŒ زنند Ùˆ Ù…ÛŒ گند Ú©Ù‡ Ú†Ù‡ Ú¯Ù‡ÛŒ خوردند Ú©Ù‡ از ایران رÙ�تن Ùˆ دچار اÙ�سردگی شدن Ùˆ اون شادی ای رو Ú©Ù‡ تو ایران داشتن دیگه ندارند Ùˆ طبیعتا نمی تونن با کسی تقسیمس کنن. خلاصه این Ú©Ù‡ ما این جا خیلی خوشبختیم Ùˆ اگر کسی خواست بیاد اینجا تا شادیمون را باهاش قسمت کنیم Ùˆ این ØØ³ بد هم اگه Ú¯Ù‡ گاه پیش میاد مال این است Ú©Ù‡ هنوز یاد نگرÙ�تیم کجا را باید نگاه کنیم Ùˆ این هم در اثر خنگی است. ولی اگه خوب نگاه کنیم Ù…ÛŒ بینم Ú©Ù‡ خیلی ها از ما خنگتر هستند Ùˆ تازه بعضها اصلا دیوونه اند Ùˆ در ضمن امکانات ما هم از امکانات اون ها بیشتر است.
راستش رو بخواهید من Ú©Ù‡ تو زندگیم مدام در ØØ§Ù„ نگاه کردن این Ùˆ آن بودم. (Ùˆ نا Ú¯Ù�ته نماند Ú©Ù‡ هنوز هم هستم. Ù�قط سوژه ها عوض شده Ùˆ کسایی Ú©Ù‡ Ù…ÛŒ Ú¯Ù† نگاه Ú©Ù†) چند سالی Ú©Ù‡ گذشت Ùˆ Ù�همیدم تو Ú†Ù‡ خرابه Ùˆ جاکش آبادی زندگی Ù…ÛŒ کنم، هوس ØªØØµÛŒÙ„ در خارج از کشور به سرم زد. البته ØªØØµÛŒÙ„ یک بهانه بود برای اینکه بتونم Ù�لنگ رو ببندم. تو همین Ù�کر ها بودم Ùˆ با شوق Ùˆ ذوق از معایب کشورم Ùˆ Ù…ØØ§Ø³Ù† ØªØØµÛŒÙ„ در جایی مثل آمریکا ØµØØ¨Øª Ù…ÛŒ کردم Ú©Ù‡ یکهو متوچه شدم بازم باید نگاه کنم. تا ته داستان را خواندم. البته Ù�کر نکنین Ú©Ù‡ اینبار هم باید به پسر خالم نگاه Ù…ÛŒ کردم. نه. این بار باید به جوان های کشور های بدبخت تر از خودمون نگاه Ù…ÛŒ کردم Ùˆ متوجه Ù…ÛŒ شدم Ú©Ù‡ دارم توی بهشت زندگی Ù…ÛŒ کنم. باید به بچه های اÙ�غانی نگاه Ù…ÛŒ کردم Ú©Ù‡ با Ú†Ù‡ بدبختی ای باید بلن شن بیان ایران خدمون Ùˆ .... البته اون موقع امکانات Ú©Ù… بود Ùˆ مثل ØØ§Ù„ا نبود Ú©Ù‡ Ù�لسطین Ùˆ این همه جاهای خوب خوب برای نگاه کردن داشته باشیم. ولی خوب همونا هم کارشون رو راه Ù…ÛŒ انداخت.
وقتی هم Ú©Ù‡ شروع به کار کردن کردم، هر از گاهی Ú©Ù‡ از شرایط بد خودم Ùˆ نبودن امکان پیشرÙ�ت Ùˆ اینها ØµØØ¨Øª Ù…ÛŒ کردم باز باید جوان های هم سن Ùˆ سال خودم در Ù�امیل رو نگاه Ù…ÛŒ کردم Ùˆ متوجه Ù…ÛŒ شدم Ú©Ù‡ وضع من از همه اونها بهتر است Ùˆ اگر هم متوجه نمی شدم. متوجهم Ù…ÛŒ کردن! البته من از اونجایی Ú©Ù‡ خیلی خنگم- Ùˆ شما ØØªÙ…ا خودتون تا الان از اون قاب خالی بالای صÙ�ØÙ‡ Ú©Ù‡ هنوز نتونستم عکسش رو بیارم Ù¾ÛŒ به این موضوع برده اید – هنوز یاد نگرÙ�تم Ú©ÛŒ باید به ناموÙ�Ù‚ ها نگاه کنم Ùˆ بÙ�همم Ú©Ù‡ من چقدر در مقایسه با اونها موÙ�قم Ùˆ Ú©ÛŒ باید به موÙ�Ù‚ ها نگاه کنم Ùˆ یاد بگیرم Ú©Ù‡ من هم باید مثل اونها موÙ�Ù‚ باشم. تازه من امکاناتم هم Ú©Ù‡ بیشتره. این رو یادتون نره Ú©Ù‡ خیلی مهم است.
داشت یادم Ù…ÛŒ رÙ�ت Ú©Ù‡ از ØØ³ بدم Ú¯Ù�تم. آره، اشکال کار این شده Ú©Ù‡ الان خودم اتوماتیک شدم. دیگه نیازی ندارم Ú©Ù‡ کسی بهم بگه باید نگاه کنم. خودم زود نگاه Ù…ÛŒ کنم. مثلا تا Ù�کر Ù…ÛŒ کنم یکم تلاشم رو زیاد کنم Ùˆ پول بیشتری در بیارم تا زندگی بهتری داشته باشم، Ù�وری یادم Ù…ÛŒ اÙ�تد باید به اولین گدایی Ú©Ù‡ سر چارراه دیدم خوب نگاه کنم تا بÙ�همم Ú†Ù‡ زندگی خوبی دارم. تازه رادیو Ùˆ تلویزیون هم همش همین رو Ù…ÛŒ Ú¯Ù‡ Ùˆ Ø·Ù�Ù„ÛŒ پدر مادرم اشتباه نمی کردن. از ØµØ¨Ø ØªØ§ شب اخبار بدبخت ترین کشور های دنیا Ùˆ گداترین مردم های دنیا را پخش Ù…ÛŒ کنن Ùˆ یاد آوری Ù…ÛŒ کنن Ú©Ù‡ ما چقدر خوشبخت Ùˆ پولدار هسیتم Ùˆ ازمون Ù…ÛŒ خوان Ú©Ù‡ در جشن های نیکوکاری شرکت کنیم Ùˆ شادی هامون را یا دیگران قسمت کنیم. چند وقت پیش ها هم Ú©Ù‡ خونه ÛŒ یکی از Ù�امیل هامون رÙ�ته بودم دیدم Ú©Ù‡ تلویزیون جام Ú†Ù… ایران هم Ú©Ù‡ در برنامه هاش همش کسایی Ú©Ù‡ رÙ�تن خارج از کشور زنگ Ù…ÛŒ زنند Ùˆ Ù…ÛŒ گند Ú©Ù‡ Ú†Ù‡ Ú¯Ù‡ÛŒ خوردند Ú©Ù‡ از ایران رÙ�تن Ùˆ دچار اÙ�سردگی شدن Ùˆ اون شادی ای رو Ú©Ù‡ تو ایران داشتن دیگه ندارند Ùˆ طبیعتا نمی تونن با کسی تقسیمس کنن. خلاصه این Ú©Ù‡ ما این جا خیلی خوشبختیم Ùˆ اگر کسی خواست بیاد اینجا تا شادیمون را باهاش قسمت کنیم Ùˆ این ØØ³ بد هم اگه Ú¯Ù‡ گاه پیش میاد مال این است Ú©Ù‡ هنوز یاد نگرÙ�تیم کجا را باید نگاه کنیم Ùˆ این هم در اثر خنگی است. ولی اگه خوب نگاه کنیم Ù…ÛŒ بینم Ú©Ù‡ خیلی ها از ما خنگتر هستند Ùˆ تازه بعضها اصلا دیوونه اند Ùˆ در ضمن امکانات ما هم از امکانات اون ها بیشتر است.
